أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

113

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) لشكر كفّار كه زنده ماندند روى به مداين نهادند . چون به مداين رسيدند فرود آمدند . به خيال اينكه ايمن شديم . سعد وقّاص مصلحت چنان ديد كه چون لشكر كفّار هزيمت يافتند لشكرى بر عقب ايشان فرستد . منادى فرمود تا مردان كار تعداد ده هزار با كوكبه و تعبيه در عقب كفّار روند و كار لشكر كفّار را به اتمام رسانيده دل فارغ گردانند . لشكر اسلام در طلب ايشان روان شدند . كفّار چون از آن معنى خبر يافتند كه مسلمانان در عقب ايشان رسيدند لاعلاج روبروى مسلمانان شدند . يكى از مبارزان اسلام ، نام او هلال بن علّفه [ 57 ] ، بر رستم كه وزير و سپهسالار بود حمله آورد . رستم او را تيرى بزد كه پاى و ركاب او به هم دوخت . هلال هم در آن گرمى شمشيرى بر سرش بزد كه تاج و سر بريده شد و شمشير تا به سينهء او رسيد . رستم از [ 41 ب ] اسب بيفتاد . هلال تير از پاى خود كشيد و از اسب فرود آمد . تاج از سر رستم برگرفت و سلاح و جامه از او بيرون كشيد و سر او را ببريد . ( 146 ) لشكر فرس چون رستم را كشته ديدند بگريختند و به مداين شده حوضها را پر آب كردند و زهر بدان آبها بياميختند . طعام بسيار بيختند و به زهر بيالودند و در ساباطهاى مداين نهادند . پس ، آب فرات را عبره كردند و بدان جانب كه كوشك يزدگرد بود فرود آمدند . پلهايى كه بر دجله بود ، ببريدند تا مسلمانان از آن عبره نتوانند كرد . مسلمانان چون به ساباط مداين ( 147 ) رسيدند گرسنه و تشنه بودند . طعامهاى پخته و لذيذ يافتند و حوضهاى پر آب صاف . به نام خداى سبحانه از آن طعام و آب بخوردند و آسايش و فراغت كردند . هيچ كس را به حكم خداى سبحانه زهر زيان نداشت و بر هيچ مسلمانى كار نكرد . مسلمانان آنجا خانه‌هايى يافتند قفل بر نهاده . قفلها را بشكستند و اموال و امتعه و اسلحهء بسيار از آن خانه‌ها بيرون آوردند و همگان بدان مال و متاع و سلاح مستظهر و متنعّم گشتند و شادمانيها نمودند و شكرانهء حضرت الوهيّت به جاى آوردند . روز ديگر سعد وقّاص قرار داد كه : اى ياران ، مصلحت چنان است كه روزى چند اينجا فرود آييم و درنگ نماييم تا بر آب پل ببنديم و بر آن سوى آب شده كار كفّار را كفايت كنيم . يكى از مسلمانان گفت :

--> [ ( 57 ) ] س . خ . ل . چ : هلال بن علقمه ، ب : هلال علقمه العقيلى .